حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
65
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
و بقلب و اصل شده باحداث اعراض مذكوره پردازد و از آنكه بنا بر لحميت مرّى غذا متوفر ؟ ؟ ؟ على امر در زمان و مضى اوان كثير الحجم گردد و شدت اعراض معه احساس مضرت عض دست دهد و بسا باشد كه خون رقيق در اين علت از دهن برآيد چه امتصاص علق از ظاهر عضو كه بارى عروق رقيقه كه به خون رقيق و نضيح ممتلى بوند اتصال دارندى باشد هذا و باشد كه علق از حلق صعود نموده از راه حنك به بيخ بينى درآيد و درين هنگام ثقل دماغ و انسداد مجرى بر ان گواهى دهند انتباه آبى كه در ان منطنه علق بود تا صاف نمايند زنهار بوى ميل نفرمايند تعقف الاظفار بايد دانست كه تعقف بفوقانى و عين مهمله و قاف مشدده و فا بر وزن تعلقست و اظفار جمع ظفر بالضم كه به فارسى ناخن گويند و تعقف الاظفار در اصطلاح اطبا آنست كه بسبب انصباب سودا احتراقى ناخن خاصه اصل آن غليظ و آكنده و مجتمع و بنا بر شدت يبوست مانا به استخوان او بيده گردد و چون بخراشند ريزهريزه از ان جدا شود و اين مرض را جذام الاظفار نيز گويند بعون اللّه العليم سيجئ فى باب الجيم و از آنكه ناخن در اين علت خالى از اعوجاج ما نباشد اگر ماخوذ از عفاف باشد بعيد نيست و عقاف علتىست مشهوره كه در قوالم ؟ ؟ ؟ شات رو نمايد و ويرا كج و معوج سازد و اللّه اعلم تعظيم الراس ظاهرست و بيشتر از اجتماع رطوبات مائيه و رياح غليظه در سر حادث شود لهذا به اجتماع الماء فى الراس نيز موسوم گردد و باشد كه از خلط ديگر غير رطوبت مذكوره پديد آيد و بالجمله در اطفال بنا بر كثرت رطوبت ادمغه ايشان كثيرالوجودست و دو نوع مىباشد يكى آنكه رطوبات مزبوره و رياح مسطوره تحت القحف بالاى غشاء صلب كه مماس ويست جمع آيد و بنا بر مزاحمت به ؟ ؟ ؟ تهلهل ؟ ؟ ؟ شيبون قحف و فسخ دروزان پردازد و در اجزاء سر عظيم و بزرگى رو نمايد و درين نوع تغميض عين متعسر بود و يبوست چشم تر و كشاده باشد و مريض صاحب تميز احساس گرانى و ثقل در سر نمايد و حدوث نوع مذكور خاصه در صبيان لاعلاج دانند و چشم صحت از ان اصلا ندارند دوم آنكه از اجتماع ماده رطوبى فوق القحف فيما بين قحف و صفاق مجلل آن يا در ميان صفاق و جلد بهم رسد و عروض اين نوع در اطفال اكثر بخطاء قابله كه سر طفل را بشدت و عنف غمز كند و از ان رو افواه عروق موضعى از مواضع سر بگشايد و چون باقى از ان سيلان نموده ما فوق قحف بهرجا كه باشد از محلين مذكورين جمع آيد بمنصهء ظهور مىرسد و هر چونكه باشد بلين ملمس كه بورم رخو ماند باد باشد و بىدرد بود و جلد دران برآمده نمايد اما بر لون خود باشد و چون منغمر سازند باسفل مندفع گردد و اگر بخطائى قابله و انفتاح عروق بود بكا و سهر خاصه در ابتداء لازم باشد و فرق در ورم سر و درين نوع تعظم الراس از متغير بودن لون جلد و تخالف ملمس و لذع و درد و ورم و فقدان اعراض مذكوره در تعظم ؟ ؟ ؟